عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
802
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
تا در ماه جمادى الاخرى 1323 خبازان چراغ روشن كردند كه نان يك من بيست و دو شاهى است و تمام است . يك ، دو روز دادند بعد دوبار يك من دو ، سه سير كم دادند و شش عباسى فروختند و هيچ كس نگفت چرا ؟ روسيه سابق بر اين ، دولت روس تمام املاك موقوفهء ارامنه را كه در بلاد او بودند به جهت بعضى خلافها كه از آنها ديده بود و مىگفت : شايد با « 1 » اين سرمايه وقتى با دولت بجنگند ضبط دولت نمود . اين بود كه ارامنه هم بناى عداوت بر ضد دولت گذاشتند و اسباب خرابى او را فراهم مىآوردند و مصمم هم بودند كه امپراطور روس را بكشند . دولت هم در اين مدت از آنها خيلى كشت و اين فتنه بزرگ حاليه را كه در تمام بلاد روسيه برپاست از آنها مىدانستند . از قرار معلوم در دوم ماه اگوست 1905 ميلادى امپراطور املاك موقوفه را دوباره به خود كشيشان ارامنه برگردانيد . اسلامبول از قرار مذكور ، آقا سيد جمال الدين نام كه سالهاست در اسلامبول است و مردى مفسد مىباشد ، مدتها مشغول كاغذپرانى به مسلمانان تمام روى زمين است كه دين شيعه را در جزو سلطنت سلطان عبد الحميد خان قرار بدهد . يعنى تمام مسلمانان ، سلطان عثمانى را پادشاه خود بدانند . از قرار معلوم به خواهش « 2 » پادشاه [ عثمانى ] او را در آنجا كشتند « 3 » . روس پس از آن همه فتنهء داخلهء ممالك روسيه كه بر ضد دولت برخاسته بود و همى خواستند كه دولت مشروطه باشد و وكلاى ملت در امور دولت مداخله داشته
--> ( 1 ) . متن : به اين . ( 2 ) . يعنى بنابر خواست و اراده سلطان . ( 3 ) . مرگ سيد جمال الدين اسدآبادى در سال 1315 روى داد نه در سال 1323 و در اين مورد بيان مؤلف نادرست است . اما اين سخن كه وى اتحاد اسلام را براى سلطان عبد الحميد خان ثانى دست و پا مىكرده و همان سلطان عبد الحميد خان از ترس و توهم او را مسموم نموده ، كاملا درست است .